سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
Elahe.ir
Elahe.ir

الهه


خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها :: 
93626

:: بازدید امروز :: 
1

:: درباره خودم ::

الهه
الهه[8]
سلام الهه هستم. 7سالمه. می خواستم از کاردستی هام و نقاشی هام و نامه هام، یه نمایشگاه بزنم. به داداشم علیرضا گفتم که منو تو اینترنت ببره. اونم منو آورد اینجا و قراره به من کمک کنه، که من کارهامو اینجا بذارم.

:: لینک به وبلاگ :: 

الهه

:: اشتراک در خبرنامه ::

 

:: مطالب بایگانی شده ::

تابستان 1385 [5]
بهار 1385 [2]

:: موسیقی وبلاگ ::




جمعه 24 شهریور 85 ::  ساعت هفت عصر


سلام




خیلی دوست دارم که همیشه
وبلاگم رو داشته باشم، چون خیلی دوستای خوبی پیدا کردم. دوست های بزرگ، کوچیک.




دیروز تولدم بود. این 2 تا عکس تولدمه.
 


 




 




عکس اول وقتی که احمد اومده بود و کادو آورده بود.  یه ساعت خوشگل بود، که من می خواستم. دستش درد نکنه.


بعد شام عموهام اومدن. پسر عموهام برای من کارتون شرک آورده بودن. خواهرام برام کفش، قمقمه، 2 تا دفتر، با یه جامدادی کادو دادن. مامان و بابام برام انگشتر خریده بودن. علی هم کادوش elahe.ir بود.




دیروز 2 تا کیک خوردم. (2 تا کیک نه ها. 2 پر از 2 جور کیک خوردم.) کیک اش هم خوشمزه بود. کاکائویی بود.


وای یادم رفته تو تولدم کلاه بذارم. البته کلاه کاغذی، کلاه پشمی نه.




تابستون یک شنبه ها، دو شنبه ها و سه شنبه ها فرهنگسرا می رفتم. اونجا با فاطمه که توی مدرسه مون بود (البته تو کلاس ما نبود،) دوست شدم.


اونجا خیلی نقاشی می کشیدم و بعضی نقاشی هامو پای تابلوی روبرویی مون زدن. به من 3 تا جایزه دادن.  (البته برای یکی اش سه تا نه. من 3 بار نقاشی هام برنده شد.)  بعد اونا یه زرنگی کردم، اومدن اسم اونایی رو که جایزه گرفته بودن رو نوشتن تا دفعه ی بعد به اونا جایزه ندن. اما من ناراحت نشدم.


کلاس قرآن هم که از مون قرآن می پرسیدن و جایزه می دادن.


این هم عکس های جایزه هام که من تونسته بودم ببرم.
 


 
 


ببخشیدا من الان خسته ام. چند روز دیگه می یام جواب نظرات رو می دم.



خداحافظ